ضرب المثل
2-آب درهاون کوبیدن.(یعنی کاربیهوده وعبث انجام دادن)
3-آب که سربالارودقورباغه ابوعطا می خواند.(یعنی کارمحال وانجام نشدنی)
4-آش کشک خالته"بخوری پاته نخوری پاته.(اجباردرقبول وانجام کاری که برآدم تحمیل شده است)
5-آش نخورده ودهن سوخته.(کسی که کاربدی انجام نداده ولی بدنام وگناه کارشده است)
6-ازآب کره می گیرد.(بسیارزیرک است ازهرفرصتی یه نفع خودسوء استفاده می کند)
7-ازدماغ فیل افتاده.(کس که خیلی نازوافاده داردوخودخواه ومتکبراست)
8-ازآب گل آلودماهی گرفتن.(ازموقعیت وشرایط نابسامان وآشفته استفاده کردن)
9-ازاین جامانده"ازآن جامانده.(به کسی که ازهرطرف محروم وناامیداست.سرگردان)
10-ازهرطرف بادبیاید بادش می دهد.(به خاطرخوشاینده دیگران تغییرعقیده می دهد.)
11-ازهردست که بدهی ازهمان دست پس می گیری.(نتیجه کارخودرامی بینی چه خوب چه بد)
۱۲-اگرنخوردیم نان گندم دیدیم دست مردم.(اگرخودکاری راتجربه نکرده ایم ولی دیده یا شنیده ایم وآگاهی داریم)
13-ازاین شاخه به آن شاخه پریدن.(کاریاموضوعی راباحوصله تمام نکردن وپیوسته ازکاری به کاری وازموضوعی به موضوعی پرداختن)
14-انگارشاخ غول راشکسته.(فکرمی کند کاربزرگی راانجام داده است)
15-این آشی است که خودم برای خودم پختم.(این مشکلی است که خودم برای خودم به وجود آوردم)
16این کلاه برای سرت گشاد است.(درخواست بزرگ وبشتراز توانایی خود خواستن)
17-باپنبه سربریدن.(بانرمش وزیرکی به کسی آسیب رساندن.دشمنی ازراه دوستی)
18-بادمجان دورقاب چین.(افراد متملق وچاپلوس)
19-بارکج به منزل نمی رسد.(بادروغ ونیرنگ نمی توان کاری ازپیش برد)
20-با دوستان مروت بادشمنان مدارا.(رفتارجوانمردانه بادوستان وتحمل دشمنان)
21-بایک تیر دونشان زدن.(بایک تلاش دوکارانجام دادن یابه دومقصودرسیدن)
22-بلند گوقورت دادن.(صدای خیلی بلندوگوش خراش داشتن)
23-بند را آب دادن.(لودادن راز)
24-به هرساز رقصیدن.(هردستوری پذیرفتن)
25-به ریش کسی خندیدن.(کسی را بی آنکه متوجه باشد مسخره کردن)
26-به دعای گربه سیاه باران نمی آید.(دعا یا نفرین آدم بدخواه برآورده نمی شود)
27-پاروی دم کسی گذاشتن.(دخالت در کاردیگران کردن)
28-پایش روی پوست خربزه است.(دارای موقعیتی بسیار سست وخطرناک است)
29پشت گوش انداختن.(اعتنا نکردن واهمیت ندادن به خواهش یافرمان کسی)
30-تا کورشودهرآن که نتوانددید.(آدم حسود)
31چاقودسته خودرا نمی برد.(بستگان به هم دیگر ضرر نمی رسانند)
32-چوب لای چرخ کسی گذاشتن.(ایجاد مزاحمت بای دیگران)
33-حرف توی دهان کسی گذاشتن.(سخنی راکه کسی نگفته به اونسبت دادن)
34-حنایش رنگ ندارد.(کسی که پیش دیگران ارزشی ندارد وحرفش قبول نیست)
35-خداشفایت دهد.(کسی که رفتارناپسندیاکارغیرعاقلانه انجام می دهد)
36- خانه ی پرشیشه راسنگ بس است.(آسیب یاشکست پذیری دیگران رانشان می دهد)
37-خروس بی محل.(کسی که سخن یارفتار نا به جا انجام می دهد)
38-خودش می برد وخودش می دوزد.(کاری را که به دیگری هم مربوط است بدون نظر ومشورت بااوانجام می دهد)
39-خواستن توانستن است.(بااراده وپشتکار حتما موفق خواهی شد)
40-دایه ی مهربان تر ازمادر.(دلسوزی ودخالت بی جا)
41-دزدناشی به کاهدان می زند.(بی تجربه گی وبدشانسی باعث شکست است)
42دستش به دهانش می رسد.(وضع مالی خوبی دارد)
43-دست کسی را خواندن.(به فکر ونقشه کسی پی بردن)
44-درناامیدی بسی امید است.(نباید هیچ وقت ناامید شد)
45-دل به دریا زدن.(با شجاعت اقدام کردن)
46-دم به له ندادن.(گیر نیفتادن به سبب زرنگی)
47-دودش به چشم خودت می رود.(نتیجه کار بدنصیب خودت می شود)
48-دم درآوردن.(پررویی وزبان درازی)
49-سایه کسی راباتیرزدن.(دشمنی بیش ازاندازه باکسی داشتن)
50-سرازپانشناختن.(خوشحالی بیش ازاندازه)
51-همان آش وهمان کاسه.(وضعیتی که اصلا فرقی نکرده)
52-هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن.(تعریف بی خود ازکسی کردن)
53-هرچه قدرپول دهی آش می خوری.(هرچه قدر زحم بکشی همان قدر نصیبت می شود)
54-سرکسی شیره مالیدن.(گول زدن ومتضررکردن کسی)
55-سنگ کسی به سینه زدن.(ازکسی طرفداری کردن)
56-شال وکلاه کردن.(آماده رفتن شدن)
57-صورتش راباسیلی سرخ نگه می دارد.(آبروداری می کند)
58-عجله کارشیطان است.(هیچ کاری باعجله سرانجام خوبی ندارد)
59-عقل مردم به چشمشان است.(مردم آنچه رامی بینند باورمی کنند)
60-علف زیرپاسبزشدن.(مدت زیادی درجایی منتظرماندن)
61-غوره نشده مویزشده.(آدم کوچکی که بزرگی می کند)
62-قوزبلاقوز.(مشکلی که به مشکل قبلی اضافه شده)
63-کارد به استخوان رسیدن.(آخرین حدتحمل)
64-کاسه ای زیر نیم کاسه است.(حقه وکلکی درکاراست)
65-کبکش خروس می خواند.(کسی که بسیار شاداست)
66-کشتی هایش غرق شده.(کسی که درغم واندوه فرورفته)
67-گرگ باران دیده.(آدم باتجربه)
68-گل ازگلش شگفت.(خوشحال وخندان شد)
69-گوش به زنگ.(آماده شنیدن خبری )
70-لام تاکام صحبت کردن.(کمترین سخنی به زبان نیاوردن)